headermask image

تقويم ايراني قرباني دستكاري هاي دلخواهانه شده است

497 views
1 Star2 Stars3 Stars4 Stars5 Stars (1 votes, average: 1.00 out of 5)
Loading ... Loading ...
سرچشمه : www.chn.ir


گاهشماري ايراني، دستاورد كوشش‌هاي خستگي‌ناپذير دانشمندان اين سرزمين در گذر هزاران سال است. گمان نمي‌رود که هيچ ملت و تمدني به اندازه ايرانيان تا اين اندازه به بررسي و پژوهش در تقويم‌‌شناسي پرداخته باشند. فهرست نسخه‌هاي خطي استاد “احمد منزوي”، خود به تنهايي نشان‌دهنده بيش از دو هزار نسخه تقويمي و خطي منتشرنشده به زبان فارسي است. بيشترين كتيبه‌هاي باستاني در زمينه نجوم و گاهشماري كه در مياندورود بدست آمده‌اند، به دوران فرمانروايي كاسيان و هخامنشيان منسوب هستند. كوشش و پيگيري شگفت‌انگيز دانشمندان ايراني، منجر به پيدايي دقيق‌ترين گاهشماري جهان در ايران شده است. اگر نمي‌توانيم چيزي برآن بيفزاييم، آن را قرباني خواسته‌هاي بازيگوشانه خود نكنيم. گاهشماري ايراني، سند افتخار علمي ايرانيان است، نه ابزاري براي خواست‌هاي ساده‌انگارانه و دلخواهانه ما.

تقويم هجري خورشيدي امروزي با تغيير مبدأ گاهشماري، ادامه همان تقويم شهرياري ايراني است و منظور منظور «شهريار تقويم‌ها» است. ايجاد مبدأهاي ساختگي و مجعول چند هزار ساله و نام‌هاي ساختگي (مانند آريايي، ميترايي، خيامي، مادي، زرتشتي و غيره) براي گاهشماري ايراني، بجز اينکه تحريف تاريخ يک ملت و سخناني دروغين و بدون اسناد و مدارک است، مي‌تواند ضررهاي جبران ناپذيري به ساختار گاهشماري ايراني وارد ‌کند.
گرايش شكوهمند و غرورآفرين جوانان ميهن به باورها و آيين‌هاي كهن، بي‌ترديد بايد مبتني بر پاسداشت آنها باشد و نه تباهي و آسيب به آن. بسياري از دستکاري‌هاي وارد شده به گاهشماري ايراني، با هدايت کساني که از دقت اين نظام گاهشماري رنج مي‌برند، بدست دوستداران فرهنگ ايران انجام مي‌شود و هر يك از ما نيز تصور مي‌كنيم كه اين حق و اجازه را داريم كه سليقه دلخواه خود را در آن به كار ببريم.
يكي از كوشش‌هاي هميشگي ايرانيان باستان، تنظيم تقويمي بوده است كه با تقويم طبيعي و دوره رويدادهاي كيهاني، حداكثر انطباق را داشته باشد. اين كوشش منجر به ايجاد و بهره ‌برداري از تقويم‌ها و نظام‌هاي گاهشماري بسيار متعدد و متنوعي شده بود كه در نهايت با ايجاد و تنظيم تقويم اعتدالي ايراني به حداكثر دقت ممكن براي تطبيق تقويم قراردادي با تقويم طبيعي دست يافته شد و امروزه نيز اين تقويم همچنان دقيق‌ترين تقويم تاريخ بشر شناخته مي‌شود.

تقويم هجري خورشيدي امروزي با تغيير مبدأ گاهشماري، ادامه همان تقويم شهرياري ايراني است و منظور از شهرياري دلالت بر هيچ پادشاهي نمي‌كند، بلكه منظور «شهريار تقويم‌ها» است. ايجاد مبدأهاي ساختگي و مجعول چند هزار ساله و نام‌هاي ساختگي (مانند آريايي، ميترايي، خيامي، مادي، زرتشتي و غيره) براي گاهشماري ايراني، بجز اينکه تحريف تاريخ يک ملت و سخناني دروغين و بدون اسناد و مدارک است، مي‌تواند ضررهاي جبران ناپذيري به ساختار گاهشماري ايراني وارد ‌کند.

تقويم‌هاي متنوعي كه در ايران باستان وجود داشته و هنوز نيز برخي اقوام از آن استفاده مي‌كنند، در انتخاب مبدأ سال و تعداد روزهاي هر ماه خورشيدي با يكديگر تفاوت‌هايي دارند. بطور نمونه آغاز سال نو در تقويم خوارزمي با ششم فروردين‌ماه شهرياري، در تقويم كوهدشتي با چهاردهم فروردين‌ماه، در تقويم سنگسري با پنجم ارديبهشت‌ماه، در تقويم طبري/ تبري با دوم مردادماه، در تقويم ديلمي با هفدهم مردادماه، در تقويم ميترايي با يكم دي‌ماه، در تقويم پشتكوهي با ششم بهمن‌ماه و در تقويم محلي نطنز و كاشان با يكم اسفندماه مطابق است.

اما نكته مهم در اين است كه در همه اين تقويم‌ها نام ماه‌ها و نام روزها به يك ترتيب و به گونه كم‌و‌بيش يكساني ثبت شده است و در نتيجه، هر يك از آن تقويم‌ها براي برگزاري جشن‌ها و آيين‌هاي ساليانه، در مقايسه با تقويم‌هاي ديگر، زمان‌هاي مختلفي را بدست مي‌دهند. بطور نمونه جشن تيرگان (سيزدهم تيرماه) با تقويم سغدي و خوارزمي در هجدهم تيرماه شهرياري، با تقويم طبري در سيزدهم آبان‌ماه و با تقويم دَيلمي در بيست‌وهفتم آبان‌ماه برگزار شده است و مي‌شود. اما براي همه آنان اين روز مطابق با تيـر روز از تيـرمـاه است. از سوي ديگر، همانطور كه گفته شد، تقويم‌ها در ترتيب نام ماه‌ها و روزها با يكديگر شاهت دارند و اين نام‌ها در بين آنها متداول است.
اگر امروزه استفاده از نام روزها در تقويم خورشيدي هجري/ شهرياري ايراني متداول نيست، اين معنا را ندارد كه اين نام‌ها نمي‌تواند در اين تقويم وجود داشته باشد؛ بلكه استفاده از آن به دليل رسميت نداشتن و نبود كاربرد عمومي، مهجور مانده و از آن غفلت شده است. به عبارت ديگر نام‌ روز‌هاي ماه را مي‌توان در همه تقويم‌هاي ايراني بكار گرفت؛ همانگونه كه پيشينيان ما نيز چنين كرده‌اند. در تقويم‌هاي ايراني، «هرمزدروز» نام روز نخست ماه، «بهمن‌روز» نام روز دوم ماه، «شـهريـور‌روز» نام روز سوم ماه و … است و اين ويژگي منحصر به تقويم خاصي نيست. در واقع نام روزها، جانشين شماره روزها شده و مي‌توان آنرا به هر تقويمي كه از آن استفاده مي‌كنيم، تعميم داد.

با توجه به نكات بالا و نيز اينكه تقويم فعلي هجري خورشيدي ايران، ادامه تكامل‌يافته تقويم‌هاي باستاني ايراني و منسوب به زرتشت و در عين‌حال تقويم رايج و پذيرفته ‌شده كشور، و نيز دقيق‌ترين تقويم شناخته شده تاريخ بشري است؛ هر يك از جشن‌هاي ساليانه، دقيقاً برابر با شماره همان روز در تقويم خورشيدي هجري/ شهرياري است و برگزاري مراسم ساليانه با استفاده از تقويم‌هاي محلي و نيز کتابچه شبه‌تقويم برخي از زرتشتيان که در چند سال اخير با دستکاري در گاهشماري ايراني ساخته شده است، بـراي كاربردي در گستره ملي، به چند دليل اشتباه است.
نخست اينكه زمان برگزاري جشن‌هاي ساليانه به روايت متون كهن، تنها با تقويم ايراني سازگاري داشته و با تقويم دستکاري شده بالا هماهنگي ندارند. بطور نمونه هنگام برگزاري جشن سـده در منابع قديم، روز دهـم بهمن برابر با آبان‌روز از بهمن‌ماه و در فاصله چهل روزه از يلدا آمده كه دقيقاً مطابق با تقويم ايراني است در حالي‌كه در آن تقـويم به اشتباه برابر با مـهرروز از بهمن‌ماه شده است.

دوم اينكه همه اقوام محلي و ايراني‌تباران كشورهاي همسايه، با وجود تقويم محلي، مراسم ملي را طبق تقويم ايراني نيز برگزار مي‌كنند و عجيب است كه ما مراسم ملي را به تقويمي محلي انطباق دهيم.

سوم اينكه برگزاري مراسم در زمان‌هاي گوناگون موجب آسيب به همبستگي و وفاق عمومي مي‌شود. به ياد داشته باشيم كه همه كشورها و اقـوام دنـيا بـا وجـود تـقويم‌هاي گوناگـون محـلي (بطور مثال چندين گونه از تقـويم ميلادي در كشورهاي مختلف وجود دارد)، مراسم عمومي را بـراي پـاسداشت همبستگي مـردم، تنها از يك تقـويم استخراج مي‌كنند.

چهارم اينكه با اينكار زمان مراسم ساليانه را از هنگام طبيعي آن خارج مي‌كنيم. بطور نمونه، برگزاري اشتباه جشن شب چله يا يلدا در بيست ‌و ‌چهارم آذرماه كه بهيچوجه با واقعه طبيعي آن كه انقلاب زمستاني و زايش خورشيد باشد، ارتباطي ندارد. اين شيوه در ناسازگاري كامل با خواست ايرانيان باستان و معاصر است.

پنجم اينكه دستاورد درخشان پيشينيان خود را كه هزاران سال براي تطبيق تقويم قراردادي با تقويم طبيعي كوشش و ممارست به خرج داده‌اند را ناديده مي‌گيريم و از جايگاه ايران به عنوان خاستگاه دقيق‌ترين تقويم جهان، مي‌كاهيم.

کتابچه‌اي كه در حدود ده سال اخير به نام «سالنماي ديني زرتشتيان» با اقتباس و تلفيقي ناهمگون از تقويم‌هاي رسمي ايراني، يزدگردي كهن و نو، اوستايي، گاهَنباري، جلالي و كُردي؛ و نيز افزودن بعضي عناصر نوظهور (مانند مبدأ گاهشماري و مبدأ شبانروز) و دخل و تصرف در نظام كبيسه‌گيري، بوجود آمده، پديده‌اي نوساخته بوده و داراي سابقه تاريخي نيست.

منتشر کنندگان اين کتابچه، هيچ پاسخي هم براي كساني كه از نظام كبيسه‌گيري، سابقه تاريخي، شيوه محاسبه مبدأ سالشماري، طول متوسط سال تعريف‌شده آن و بسياري نكات ديگر مي‌پرسند، ندارند و در اين چند سالي كه از اين بدعت مي‌گذرد، تنها پاسخ ممكن سكوت بوده است، چرا كه پاسخي براي اين پرسش‌ها وجود ندارد. در اينجا اعلان مي‌دارم که اين نگارنده آمادگي دارد تا در زمينه پرسش‌هاي بالا با منتشرکنندگان اين کتابچه به بحث و مناظره بپردازد و اميدوارست که اينان چنانچه دلايلي براي اينکار خود دارند، از اين مناظره دوري نکنند.

اشتباه برخي از دوستداران آيين‌هاي ايراني، از اعتماد به اين کتابچه موسوم به گاهشماري ديني زرتشتيان سرچشمه گرفته و تصور اينكه تغييراتي در گاهشماري ايراني به وجود آمده است، پنداري نادرست و ناشي از آگاهي كمتر از نظام‌هاي استخراج تقويم و سالشماري بوده است. در سال‌هاي اخير هيچگونه «تغييري» در گاهشماري اعتدالي ايراني بوجود نيامده و هنوز دانش بشري امكان ايجاد تغيير يا اصلاحي در ساختار بسيار دقيق و منطقي آنرا بدست نياورده است.
البته تقويم اصيل زرتشتيان هنوز هم در روستاهاي زرتشتي‌نشين اطراف يزد و کرمان رايج است و جا دارد که براي حفظ آن کوشش فراواني انجام شود. در اين تقويم، اکنون روز نوروز و آغاز سال در اول ماه مرداد قرار دارد. اين تقويم كه بازمانده تقويم يزدگردي است، داراي 12 ماه 30 روزه و 5 روز اضافه در پايان آبان‌ماه (و گاه اسفندماه) است و نظام كبيسه‌گيري آن يك ماه در هر 120 سال (و گاه 116 سال) مي‌باشد. يعني روز نوروز و در نتيجه همه ايام سال تا يك ماه از جاي حقيقي آن جابجا مي‌شوند.

در گونه ديگري از اين تقويم (يزدگردي پَـرسي)، نظام كبيسه‌گيري وجود ندارد و روز نوروز و ديگر روزها و مناسبت‌هاي ساليانه در تمام ايام سال جابجا مي‌شوند.
البته شناخت و شناساندن همه دستاوردهاي كهن ايرانيان و از جمله تقويم‌هاي محلي، و حتي انتشار آنها، كاري شايسته و براي پاسداشت آيين نياكان و تحليل‌هايي در تاريخ و به ويژه در تاريخ، علم ضروري است؛ اما بكار‌گيري آنها در روزگار فعلي و با وجود تقويمي بسيار دقيق‌تر، موجب پريشاني و آشفتگي در قراردادهاي آييني ايرانيان مي‌شود.

فراموش نكنيم كه تقويم نيز همچون ساعت و همه ديگر ابزارهاي اندازه‌گيري و سنجش، يك «قرارداد» است و همانگونه كه استفاده از ساعتي با سازوكار اندازه‌گيري متفاوت از معمول مي‌تواند نظم و سامان جامعه را مختل سازد، تقويم نيز به همانگونه يك قرارداد اجتماعي است و آشفتگي در آن، آشفتگي جامعه را پديد مي‌آورد.

دستکاري در تقويم ايراني و مناسبت‌هاي آن منحصر به نمونه‌هاي ياد شده بالا نيست. براي نمونه‌اي ديگر مي‌توان گفت که اشخاصي مناسبت‌هاي تاريخي منتشرشده در جدول‌هاي کرونولوژي اروپايي را به سادگي و با تقويم جيبي خود به روز و ماه ايراني تبديل مي‌كند. اينان، بگونه‌اي نادرست و ساده‌انگارانه و با استفاده از يک تقويم روميزي تقويم ميلادي را به تقويم ايراني تبديل کرده و به اين نکته بديهي توجه نداشته‌اند که نظام‌هاي گاهشماري ايراني و ميلادي، هر کدام از مبناي طول سال و قاعده کبيسه‌گيري خاصي برخوردارند که موجب نبود برابري دائمي در روزهاي آنها مي‌شود.

به ويژه که تقويم‌ ميلادي، خود از دو گونه متفاوت گريگوري و يولياني (پيش و پس از سال 1582) با قواعدي متفاوت تشکيل شده است و هر چه به عقب بازگرديم، فاصله روزهاي فعلي اين تقويم‌ها نسبت به تقويم ايراني از يکديگر بيشتر مي شوند. به عبارت ديگر، اين فاصله همواره ثابت نمي‌ماند و تابع الگوريتمي خاص در ازدياد فواصل است.

تطبيق تقويم‌ها به يکديگر، عملي با قواعد و فرمول‌هايي خاص و پيچيده است. از سوي ديگر در ثبت زمان مناسبت‌هاي ايراني، مي‌بايست يکراست به سراغ منابع و تقويم‌هاي ايراني رفت و معمولاً نيازي به تطبيق تقويم ميلادي به ايراني نيست.

اين گروه اخير، گاه چنين اشتباه‌هاي فاحش و مهمي را حتي در سالنامه‌هايي منتشر مي‌كنند و با آوردن نام‌هاي ايراني براي آن تقويم و انبوهي از تصويرهاي زيباي باستاني، استفاده كنندگان آنرا دچار پريشاني و گمراهي مي‌كنند.
برخي ديگر نيز بر اين سخنان كهنه و اثبات‌نشده پاي مي‌فشارند كه اعتدال بهاري، نوروز و آيين‌هاي آن از اقوام بين‌النهرين اقتباس شده، گاهشماري ايراني از گاهشماري مصري الهام بر گرفته شده، روزهاي هفته در ايران از اقوام سامي تقليد شده، تقويم قمري از آن عربان است و بسياري ديگر.
در پايان توجه خوانندگان را به گفتاري كه همواره از شادروان استاد احمد بيرشك مي‌شنيدم، جلب مي‌‌كنم كه تقويم ايراني، حيثيت و آبروي علمي ما در جهان است؛ مباد كه به خود حق بدهيم تا به دلخواهي و نا‌آگاهي در آن نو‌آوري كنيم و به اعتبارش صدمه بزنيم:
«پاسداشت يادمان‌هاي ايراني، تنها منحصر به كوشش‌هاي گرانقدر براي آثار ملموس باستاني نيست. پاسداشت گاهشماري ايراني و خودداري از تغيير و دستکاري‌هاي دلخواهانه در آن، به مانند هر يادمان کهن ديگر، وظيفه بزرگ همه ماست.»
باشد تا با شناخت و دريافتن جايگاه بلند تقويم شهرياري/ خورشيدي هجري ايران، در پاسداشت و گسترش يكي از بزرگترين دستاوردهاي نياكان خود كه هنوز رقيبي در جهان ندارد، كوشا باشيم، به آن مهر بورزيم و بدان افتخار كنيم.

Google Ad


BlueHost Ad

One Trackback

  1. [...] که بحث‌هایی مطرح شده است که تقویم زرتشتیان ایران را زیر سوال برده‌، نمی‌دانم هدف این سری بحثها چی هستش ؟ و چرا این نوع [...]

Post a Comment

Your email is never published nor shared. Required fields are marked *

*
*