![[Post Image]](http://www.freeimagehosting.net/uploads/9137206245.jpg)
آتشکده آذربرزینمهر به همراه آتشكدهي آذرگشسب و آتشكدهي آذرفرنبغ سه آتشکدهي سپند(:مقدس) روزگار ساسانیان هستند كه از اين ميان آتشكدهي آذربرزينمهر، ويژهي دهقانان بوده است. برپايهي نگاشتههاي برجايمانده، اين آتشكده در شهر نیشابور خراسان قرار داشتهاست.
آتشکدهي آذربرزینمهر در زبان پهلوی به نام «آتور بورگین میتر» خوانده شده و به معنی آتش مهر بالنده است.
آتشكده آذربرزینمهر در بلندي ۲۰۶۱ متری از سطح دریا و در کوهستان ریوند بین شاهرود، سبزوار و در نزديكي روستای فشتنق است. مكان اين آتشكده را در كوه ريوند نيشابور ميدانند. از همين روي است كه اين آتشكده را بهنام آتشكدهي ريوند نيز ميشناسند.
تاریخ ساخت آتشکده آذربرزینمهر بسیار کهن است و آن را به زمان اشوزرتشت نسبت دادهاند.
موبد اردشیر آذرگشسب دربارهي آتشکده آذربرزینمهر میآورد که: «این همان آتشی است که به روایتی اشوزرتشت در زمان برگزيده شدن به پيامبري در دست داشت و دست او را نمیسوزاند. بهرام پژدو شاعر زرتشتی در زرتشتنامهي خود در اینباره میگوید:
که آن مهربرزین بیدود بود – منور نه از هیزم و دود بود
در بند 8 از فصل 17 «بندهش» آمده است: «آذربرزینمهر تا زمان گشتاسب در گردش بوده و پناه جهان تا اینکه اشوزرتشت اسپنتمان دین آورد و گشتاسبشاه دینش را پذیرفت، آنگاه گشتاسب آتش سپند را در کوه ریومند در آذربرزینمهر قرار داد.».
در جايي ديگراز «بندهش» آمده است: «ريوند كوه در خراسان است (كه) آذر برزين مهر در آن قرار دارد.»
باز در بندهش آمده است: «كوه گنابد در همان پشت گشتاسبان است، (از) آنجا به طرف ريوند، كه محل آذربرزينمهر است، نه فرسنگ است به سوي باختر.»
در بخشي از کتاب روایات پهلوی نيز چنین میخوانیم که: «هرمزد، آذربرزینمهر را بدان پاداش که گشتاسب به دین آهیخته شد بهگونهي آتش بهرام به پشتهی گشتاسبان بنشاند.»
در کتاب بندهش هندی نوشته شده است که گشتاسب به کوه ریوند -که پشتهی گشتاسبان گویند- آن (آذربرزین مهر) را به دادگاه نشانید.
در هرصورت نام این آتشکده در ادبیات دینی زرتشتی، همواره با گشتاسب همراه است.
به هر روي از اين آتشكده بهجز در اندكجاهايي، چندان، نام و نشاني در كتابهاي جغرافيايي و تاريخي نيست در حاليكه از آتشكدهي آذرفرنبغ و آذرگشسب در نگاشتههاي بسياري ياد شدهاست.
به گمان برخي، از آنروي از اين آتشكده كمتر يادي ديدهايم كه هنوز براي آن، بنايي نيافتهاند اما براي دو آتشکدهی آذرفرنبغ و آذرگشسب، توانستهاند بناهایی را بیابند. البته شاید ملاحظات دینی نيز مطرح بوده و یا ممکن است بنای آذربرزینمهر به وسیلهی فاتحان مسلمان در نخستین سدههای ظهور اسلام از میان رفته باشد. همچنانکه در تاریخ نیشابور میخوانیم:
عبدالله عامر، هنگام فتح شهر، آتشکدهی قهندز را ویران میکند و به جای آن مسجدی جامع میسازد. سپس به خواهش زرتشتیان شهر، ساخت آتشکدهای دیگر را دور از جامع اجازه میدهد که به «کوچهی آتشکده» معروف میشود، موضوعی که در دیگر جاهاي کشور نیز فراوان سراغ داریم.
اما آنچه هست ریوند و برزینمهر، هر دو وجود داشتهاند و باید جای آنها رایافت.
با توجه با اوستا و دیگر نگاشتهها، ریوند ناحیهای میان نیشابور و سبزوار بوده (که البته نیشابور را هم دربر میگرفته است) و چون اشاره به کوهستانی بودن محل قرار گرفتن آتشکده شده، روستای «برزنون» در اين منطقه ميتواند جایگاه این نیایشگاه بودهباشد. چراكه اين روستا كوهستاني است و گسترهي کوهستانی و تپههای بلند و مشرف بر دشتهای بزرگ میتواند جایگاهی مناسب برای بنای یک آتشکده باشد و البته از سوي ديگر نام اين روستا كه اهالی منطقه آن را «برزنون» ميگويند شاید همان «برزین» بودهباشد كه با گذشت زمان به شکل «برزنون» درآمده است.
بههر روی، تا زمانی که سندی نوشتاری یا نشانهای از این نیایشگاه کهن یافت نشود، گفتهها از روی گمان بوده و هیچ یک، سخن پاياني نخواهد بود.
ترزبانان(: مترجمان) بندهش و گزيدههاي زاداسپرم و پژوهشگران كوشيدهاند جايگاه درست اين منطقه را مشخص كنند. از جمله: زندهياد ابراهيم پورداوود، محمدتقي راشد محصل، زندهياد مهرداد بهار، زندهياد احمد تفضلي و زندهياد داوود منشيزاده.









(No Ratings Yet)



















2 Comments so far (Add 1 more)