headermask image

جشن شب چله برگزار می‌شود

سرچشمه : amordad6485.blogfa.com


آیین شب چله در تهران به کوشش کانون دانشجویان تهران در تالار دبیرستان فیروزبهرام برگزارمی­شود. این آیین که 6 پسین 27 آذرماه برگزار می­شود.
پیش از این بنا بود در تالار کانون دانشجویان زرتشتی برگزار شود که به شوند تماس­های همکیشان با کانون و استقبال آن­ها از برنامه، در تالار دبیرستان فیروزبهرام برپا خواهد شد.
به گفته­ی شورای کتاب کانون دانشجویان زرتشتی، این آیین با برنامه­هایی چون سخنرانی بابک سلامتی، مدیر مسوول هفته­نامه­ی امرداد و شاهنامه پژوه زرتشتی، رقص نونهالان مهد سپند اجرای تیاترو موسیقی، شاهنامه­خوانی، مسابقه، آیین سنتی «چک ودوله» و برنامه­های دیگر برگزار می­شود.

Google Ad

Yalda, the victory of light over darkness

Source : www.presstv.ir By : Tamara Ebrahimpour

... Ancient Persians believed that evil forces were dominant on the longest night of the year and that the next day belonged to the Lord of Wisdom, Ahura Mazda. ...

[Post Image]

n Yalda festival, Iranians celebrate the arrival of winter, the renewal of the sun and the victory of light over darkness.

Considered the longest night of the year, Yalda eve is the night when ancient Iranians celebrated the birth of Mithra, the goddess of light.

Every 21st of December Iranians celebrate Yalda which means birth in Syriac. It is believed that when this night ends, days become longer as light (Sun) has defeated darkness.

Ancient Persians believed that evil forces were dominant on the longest night of the year and that the next day belonged to the Lord of Wisdom, Ahura Mazda.

The Persians would burn fires all night to ensure the defeat of evil. They would hold feasts, raise charity, honor their deities and pray to the goddess Mithra.

As Yalda coincides with the beginning of winter, people also celebrated the end of the previous harvest by eating dried and fresh fruits and praying to the deities for a bumper winter crop next year.

One of the main features of the Yalda festival was the temporary subversion of order, which lasted up to the Sassanid period.

Masters served servants, children headed the family and a mock king was crowned.

Today the Yalda festival is a time when family members gather at the home of the elders until after midnight.

Guests are served with dried fruits, nuts, and winter fruits like pomegranates and watermelons, which symbolize the red color of dawn in the sky.

They also practice bibliomancy with the poetry of the highly respected mystic Iranian poet Hafez.

Persians believe whenever one is faced with difficulties or has a general question, one can ask the poet for an answer.

Hafiz sings to the questioner in his own enigmatic way and allows individuals to look in the mirror of their soul through his poems.

Yalda Festival

Source : www.istc.org


The ancient Zoroastrian feast of “Yalda” marks the longest night of the year and the start of winter for many across the globe. For the Zorastrians in Iran however, it marks other special rites too.

The traditional celebration of Yalda (or Shab e Cheleh as it sometimes known) dates back several thousand years, when Zoroastrianism was the official religion of Persia. For ancient Zoroastrians, day and night symbolise good and evil, and Yalda was a Read More »

جشن ديگان یا جشن شب يلدا يا شب چله



در گاهنامه ايران باستان (3745) اين روز بنام جشن ديگان و شب پيش از آن به نام جشن شب يلدا يا شب چله نام گذاري شده است که واژه يلدا به پارسي باستان به چم (معني) زايش است.

از ديدگاه اخترشناسي شب يلدا بلندترين شب سال است، و روزها کم کم بلند و شب ها کوتاه مي شوند یا آغاز روشنايی است، پس ايرانيان باستان با آگاهی ژرف از دانش اختر شناسي، اين شب را يلدا یا زايش روشنايی ناميدند.
از همين روي يلدا در افسانههاي ايران باستان شب زايش مهر در سپهر است و ماه به دلدادگي مهر اين شب را به درازترين ديدار خود با خورشيد دگرگون ميكند و جشن پيدايش مهر بوده است.

واژه “دي” يا “دتوشو” اوستايي و به چم (معنی) دادار، آفريدگار يا اورمزد كه همه نام خداوند است مي باشد و در اوستا بيشتر به جاي واژه اهورامزدا به كار رفته شده است. از همين روي نام اين ماه را “دی” ناميدند چه “دی” نام آفريننده مي باشد، كه سپس به آفريننده روشنايی نامی شد.
در گاهنامه ايران باستان هر روز نامی دارد، و اگر به نام سی روز ماه بنگريد، خواهيد ديد كه روزهای هشتم و پانزدهم و بيست و سوم هر ماه به نام دی نام گذاري شده كه برای جدا كردن آنها از Read More »

Yalda Night

Source : pzo.info


Saturday, December 22 2007, 18:30 – 23:59

Come and join us in celebrating the longest night of the year with Persian kabobs and rice for dining, DJ Mehrdad’s beats for the dance floor, and Hafez poetry reading for poetry lovers.

The enterence fee is $20 for adults and $10 for children aged 5-12.

Tickets must be purchased in advance. There will be NO TICKETS AT THE DOOR.

After completing this registeration form, you will recieve a confirmation email. Please print the confirmation email and mail it with your payment to Darb-e-Mehr, by making your check payable to PZO. We will then email you once we have recieved your paymen.

We must recieve your payments on or before December 15th Read More »

جشن ها و تاریخ پیدایش آنها

سرچشمه : zartosht.blogfa.com


[Post Image]

جشن : در اعتقادات زرتشتیان و ریشه یابی محققان کلمه جشن از واژه یشن، یشت که بخشی از اوستا می باشد آمده و به معنای عبادت خداوند است و به همین خاطر است که شادی و جشن عنصر های جدانشدنی از آیین بهی می باشد.

نــــــوروز
نوروز، جشن ايرانيان از روزگاران كهن، پر شكوه ترين جشن بهاري در جهان بوده است. نوروز بهارانه اي است كه روايت هاي تاريخ درباره پيدايش آن بسيار گوناگون است . نوروز جشن شروع فروردين يا « فرودگان » است كه ياد آور اجداد و نياكان ما بود و چنان مي پنداشتند كه در پنج شب ، ارواح پاك مردگان ، براي ديدار وضع زندگي و احوال بازماندگان به زمين فرود مي آيند و در خانه و آشيانه خويش سرگرم تماشا و سركشي مي شوند . اگرخانه روشن و پاكيزه و ساكنان آن راحت و شاد باشند ، ارواح مسرور و سر افراز برمي گردند، اما درغير اينصورت ، آنان غمگين وناراحت به منزلگاه خويش باز مي گردند وتا سال آينده به انتظار مي نشينند .
درباره پيدايش نوروز در روايتي ديگر چنين آمده است كه نيشكر را جمشيد در اين روز يافت و مردم از كشف خاصيت آن متحير شدند، پس جمشيد دستور داد تا از ( شهد آن ) شكر ساختند و به مردم هديه دادند، از اين رو آن را نوروز ناميدند .
همچنين، روايت شده كه اهريمن ، بلاي خشكسالي و قحطي را بر زمين فرو نشانيد . اما، جمشيد به جنگ با اهريمن پرداخت و عاقبت او را شكست داد . آنگاه خشكسالي، قحطي و نكبت را بر روي زمين از ريشه بخشكانيد و به زمين بازگشت با بازگشت وي درختان و هر نهال و چوب خشكي سبز شدند . پس مرد م اين روز را « نوروز » خواندند و هر كس به يمن و مباركي در تشتي جو كاشت و اين رسم سبزه نشانيدن در ايام نوروز از آن زمان به امروز باقي مانده است . در خيام نامه آمده است :
« چون از اميري جمشيد 421 سال گذشت ، جهان از او يكسره راست همي آمد .ايران و ايرانيان هم مطيع و مريد او شدند تا بفرمود گرمابه هاي بسيار ساختند و سيم و زر از معادن بر آوردند و ديباي ابريشمي بافتند كه آن روز ، روز اول « حمل » بود . پس جشني بر پا ساخته و نوروزش نام نهاد تا هر سال چو فروردين آيد ، آن روز را جشن گيرند» . در ميان اقوام آريايي كه وارد ايران شدند ، جشن سال نو در اصل به دو شكل زير بوده است :
آريايي ها در روزگاران باستاني داراي دو فصل گرما و سرما بودند . فصل سرما، شامل دو ماه و فصل گرما ، شامل ده ماه مي شد . ولي پس از مدتي ، تابستان داراي هفت ماه و زمستان داراي پنج ماه شد . در هر يك از اين دو فصل، جشني برگزار مي كردند كه هر دو اين جشن ها را آغاز سال نو تلقي مي كردند . در جشن اول، كه به هنگام آغاز فصل گرما ؛ يعني به هنگامي كه گله ها را از آغل به چمن هاي سبز و خرم مي كشانيدند و از ديدن چهره گرمابخش خورشيد شاد مي شدند. جشن دوم، با شروع سرما آغاز مي شد . در اين ايام گله را به آغل باز مي گرداندند و با توشه هاي اندوخته از آنها نگهداري مي كردند . بر اساس شواهد و قرا ئن ، جشن نوروز حتي به هنگام تدوين، بخش كهن اوستا نيز در آغاز بهار بر پا مي شده و شايد به نحوي كه اكنون بر ما معلوم نيست آن را در برج مزبور ثابت نگاه مي داشتند .
عيد نوروز شش روز متوالي، دوام داشت و در اين روزها ، سلاطين بار عام مي دادند و نجباي بزرگ و اعضاي خاندان خود را به ترتيب مي پذيرفتند و به حاضران عيدي مي دادند . در روز اول سال، مردم زود از خواب برمي خواستند ، به كنار نهرها و قنات ها مي رفتند و خود را مي شستند و به يكديگر آب مي پاشيدند و شيريني تعارف مي كردند . صبح قبل از آنكه كلامي گويند ، شكر يا عسل مي خورند و براي حفظ بدن از نا خوشي ها و بدبختي ها روغن به تن مي ماليدند.
اما نوروز ، پس از مرگ جمشيد، نيز به حيات خود ادامه داد . در معنا ، نوروز ، از هجمه ها و حمله هاي يونانيان ، اعراب ، ترك ها ومغول ها جان به در برد . و نوروز ثابت كرد كه مهم ترين جشن فرهنگي ميليون ها ايراني است كه در درون ايران زندگي مي كنند.

هفت سين
هفت سين ، هفت واژه كه با حروف « سين » شروع مي شوند نيز از سنت هاي جالب نوروز است . در زمان امروز ، هفت سين مشخصاً معاني استعاره اي خاص خود را دارد : سمنو ، جوانه هاي گندم كه طي مراسم خاصي پخته مي شود . سيب ، سنجد و سير . زرتشتيان ، اوستا ، كتاب مقدس آسماني خود را در رأس سفره هفت سين قرار مي دهند . تخم مرغ هاي رنگين ، گلاب ، سكه ، طلا ، ماهي قرمز در آب ، آينه ، شمع و هر يك از اين موارد سمبل و نماد تولد ديگر باره بهاران است . در اساطير ايراني در ارتباط با نوروز ، جوانه ي گندم و عناب ، نشانه و سمبل زايش ديگر باره بهاران است و سبزي ، سكه ، و سركه سمبل و نماد افكار نيك ، كردار نيك ، خدا پرستي ، نيك بختي ، جاودانگي و داد و دهش است كه به باور زرتشتيان ، زرتشت پيامبر، آنها را از جمله صفات اهورا مزدا دانسته است.

جشن مهرگان
شايد اين كه بيشتر تاريخنويسان بر مردمي بودن اين جشن قلم ميزنند، به اين سبب است كه مهرگان يادآور پيروزي بر بيداد و ستم زمانه بوده است. ابوريحان بيروني در التفهيم مينويسد:« مهرگان شانزدهمين روز از مهرماه و نامش مهر، اندرين روز آفريدون ظفر يافت بر بيورسب جادو، آنك معروف است به ضحاك و به كوه دماوند بازداشت و روزها كه سپس مهرگان است همه جشنند، بر كردار آنچه از پس نوروز بود.»
البته، از سال 1304 هجري شمسي، پنج روز پنجه(خمسه) از پايان سال حذف و شش ماه نخست ، 31 روزه شد و از آن پس روز آغاز جشن مهرگان به دهم مهرماه منتقل شد و تا روز رام ايزد ؛يعني شانزدهم مهرماه ادامه يافت .روز اول را مهرگان عامه و روز واپسين يا شانزدهم مهر را مهرگان خاصه ميناميدند. گزارشهايي نيز وجود دارند كه مهرگان پيش از اين نيز، در شش روز يا حتي در 30 روز برگزار ميشده است.
پيش از اين گفته شد، كه فر و شكوه مهرگان را ميتوان با نوروز سنجيد ، آنچنان كه در آثارالباقيهي بيروني از گفته سلمان فارسي آمده است :« ما در عهد زرتشتي بودن ميگفتيم، خداوند براي زينت بندگان خود ياقوت را در نوروز و زبرجد را در مهرگان بيرون آورد و فضل اين دو روز بر روزهاي ديگر مانند فضل ياقوت و زبرجد است بر جواهرهاي ديگر.»

شب يلدا
از لحاظ نجومي ، شب يلدا يا شب چله ، شب اول زمستان و درازترين شب سال است و فرداي آن با دميدن خورشيد روزها بزرگتر شده و تابش نور ايزدي افزوني مييابد . اين بود كه ايرانيان باستان، شب آخر پاييز و اول زمستان، را شب زايش مهر يا زايش خورشيد ميخواندند و براي آن جشن بزرگي برپا ميكردند . ريشه اين باور و اعتقاد برميگردد به گاهشماري و انديشههايي كه ايرانيان مهري دين از آن داشتند .
از منابع رومي ميدانيم كه پيروان و پاكان به تپهاي رفته ، با لباس نو و در مراسمي از آسمان ميخواستند كه آن « رهبر بزرگ » را براي رستگاري آدميان گسيل دارد و باور داشتند كه نشانه زايش آن ناجي ، ستاره ايست كه بالاي كوهي پديدار خواهد شد به نام كوه فيروزي ،كه داراي درخت بسيار زيبايي بوده است .
ظاهرا پيش از مسيحي شدن روميان ؛ يعني 300 سال پس از زايش عيسي مسيح ، كليسا جشن تولد مهر را به عنوان زادروز عيسي پذيرفت ، زيرا زمان تولد او دقيقا معلوم نبود . از اين روست كه تا امروز ، بابانوئل با لباس و كلاه موبدان ظاهر ميشود و درخت سرو و ستارهاي در بالاي آن هم يادگار مهريهاست . جالب اين است كه يلدا كلمهاي است سرياني به معناي تولد و به گفته ابوريحان بيروني آن را ” شبزادان ” ترجمه كردهاند .
آيين شب يلدا يا شب چله ، خوردن آجيل مخصوص ، هندوانه ، انار و شيريني و ميوههاي گوناگون است كه همه جنبههاي نمادي دارند و نشانه بركت ، تندرستي ، فراواني و شادكامي هستند . در اين شب هم مثل جشن تيرگان، فال گرفتن كتاب حافظ مرسوم است و حاضران با انتخاب و شكستن گردو، از روي پوكي و يا پري آن ، آينده گويي ميكنند.

جشن سده
از اسطوره هاي جشن سده، تنها يكي به پيدايش آتش اشاره دارد، فردوسي مي گويد: هوشنگ ، پادشاه پيشدادي، كه شيوه كشت و كار، كندن كاريز، كاشتن درخت … را به او نسبت مي دهند، روزي در دامنه كوه ماري ديد و سنگ برگرفت و به سوي مار انداخت و مار فرار كرد. اما، از برخورد سنگ ها جرقه اي زد و آتش پديدار شد. هم در كتاب “التفهيم” و هم “آثارالباقيه” ابوريحان، از پديد آمدن آتش سخني نيست بلكه، آنرا افروختن آتش بر بام ها مي داند كه به دستور فريدون انجام گرفت و در نوروزنامه آمده است كه « “آفريدون … همان روز كه ضحاك بگرفت جشن سده برنهاد و مردمان كه از جور و ستم ضحاك رسته بودند، پسنديدند و از جهت فال نيك، آن روز را جشن كردندي و هر سال تا به امروز، آيين آن پادشاهان نيك عهد را در ايران و دور آن به جاي مي آورند.»
فردوسي آن را به هوشنگ نسبت مي دهد و ابوريحان بيروني و نوروز نام آ ن را از فريدون مي دانند و همچنين، رسمي شدن جشن سده به زمان اردشير بابكان منسوب گرديده است.
مورخان و نويسندگاني چون بيروني، بيهقي، گرديزي، مسكويه و … از شيوه برگزاري جشن سده در دوران غزنويان، سلجوقيان، خوارزمشاهيان، آل زياد و … تا دوره مغول بسيار نوشته اند.
امروزه در مازندران، كردستان، لرستان،و سيستان و بلوچستان؛ روستاييان و كشاورزان و چوپانان و چادرنشينان نزديك غروب يكي از روزهاي زمستان (آغاز نيمه يا پايان زمستان) روي پشت بام، دامنه كوه، نزديك زيارتگاه، كنار چراگاه و يا كشتزار آتشي افروخته و بنا بر سنتي كهن پيرامون آن گرد مي آيند، بدون آنكه نام جشن سده بر آن نهند.
ولي در كرمان جشن سده يا سده سوزي در ميان تمامي اقشار مردم كرمان، مسلمان، زرتشتي، كليمي … رواج دارد كه، همه ساله در دهم بهمن ماه، برگزار مي شود.
چنانكه از كتاب ها و اسناد تاريخي برمي آيد، جشن سده جنبه ديني نداشته و تمام داستان هاي مربوط به آن غيرديني است و بيشتر جشني كهن و ملي به شمار مي آيد و وارث حقيقي جشن سده نه فقط زرتشتيان، بلكه همه ايرانيان اند، ميراثي كه به بسياري از كشورهاي همسايه نيز راه يافت.

جشن اسفندگان
ايرانيان دوران باستان، همچون ساير اقوام همدوره خود، از گذشتههاي دور تحت تاثير و نفوذ مادر خدايان يا الهگاني بودهاند كه آنها را حمايت ميكردند. با آغاز پيامآوري اشوزرتشت، پرستش چندخدايي كنار نهاده شد و يكتاپرستي به معناي واقعي خود مطرح گرديد. اين فاصلهگرفتن از خدايان اساطيري بطور كامل نبوده و آدمي كه مجذوب قدرت بيزوال بانوخدايان اسطورهاي خود بود، با اقدامي جبراني بخشي از قدرت مافوق طبيعي زنانه، آنها را در قالبهاي دختر شاهپريان و داستانهاي روزمره خود جاي داده و قسمتي ديگر را هم به صورت زن برتر در ادبيات خود زنده ميكند و در يك كلام ميتوان گفت در جهانبيني انسان باستاني ابر انسان زن بوده است.
آناهيتا و اشي از جمله ايزدبانوهاي ايراني ميباشند. در ميان امشاسپندان، از لحاظ زبانشناسي زبان اوستايي، سه امشاسپند نخستين؛ يعني، وهومن – اشه وهيشته و خشتره وئيريه نرينه و سه امشاسپند بعد؛ يعني، سپنتهآرمئيتي و هئوروتات و امرتات از نظر لغوي، مادينهاند. از سوي ديگر با نگرشي ژرف در معناي اين سه نيروي اهورايي سپنتهآرمئيتي: مهرورزي افزاينده كه بعدها به شكل سپندارمذ يا اسفند تغيير شكل داده است در باور باستان، زمين نماد آن است.
هئوروتات: رسايي كه زايش، بالندگي و خروش آبها و چشمهها در ذهن ايراني يادآور اين نيروي خدايي است.
امرتات: بيمرگي و جاودانگي كه رويش و بالندگي گياهان و سبزينگي، نماد باستاني آن است.
ميتوان دريافت كه هسته اصلي اين سه امشاسپند، مهرورزي و عشق بيآلايش و ازخودگذشتگي و پروراندن و زايندگي است و نشان دهنده اهميت نقش زن و مادر در انديشه و باور انسان نخستين و ايرانيان باستان است. چنانكه، در ادبيات ايراني نيز مادر طبيعت، مام ميهن، … بسيار بهچشم ميخورد. اگر در باور ايراني مرد داراي قدرت مردانگي و تفكر و خردورزي بيشتري است، در برابر آن زن نيز داراي مهرورزي، عشق پاك، پاكدامني و ازخودگذشتگي فراوانتري است كه هر يك از اين دو به تنهايي راه به جايي نبرده و حتي روند پويايي گيتي را هم به ايستايي ميكشانند.
در زمانيكه در بسياري از سرزمينها و فرهنگهاي جهان باستان، دختر منفور خانواده بود و حتي گاهي پس از زايش بيدرنگ زنده زنده به گور ميرفت؛ در ايران باستان، زن همكار و همفكر مرد در زندگي زناشويي و حتي گاهي در زمينه حقوقي – ديني و مذهبي – جنگ و پهلواني بوده است و خوشبختي بشر وابسته به ميزان دانش و خرد انسان است نه جنسيت و قوميت و رنگ ونژاد.

Yalda – A Persian Celebration of Light



Yalda means birth. It is used interchangeably with Shab e Cheleh’ a Zoroastrian celebration of the Winter Solstice around Dec. 21st. Most Midwinter celebrations fall around the time of the Winter Solstice and share stories that revolve around the victory of light over darkness and the rebirth of the Sun. And Yalda is no exception. Read More »

شب چله (یلدا)شب زايش خورشيد و آغاز سال نو ميترايی

سرچشمه : www.ghiasabadi.com


دیر زمانی است كه مردمان ایرانی و بسیاری از جوامع دیگر، در آغاز فصل زمستان مراسمی را برپا می‌دارند كه در میان اقوام گوناگون، نام‌ها و انگیزه‌های متفاوتی دارد. در ایران و سرزمین‌های هم‌فرهنگ مجاور، از شب آغاز زمستان با نام «شب چله» یا «شب یلدا» نام می‌برند كه همزمان با شب انقلاب زمستانی است. به دلیل دقت گاهشماری ایرانی و انطباق كامل آن با تقویم طبیعی، همواره و در همه سال‌ها، انقلاب زمستانی برابر با شامگاه سی‌ام آذرماه و بامداد یكم دی‌ماه است. هر چند امروزه برخی به اشتباه بر این گمانند كه مراسم شب چله برای رفع نحوست بلندترین شب سال برگزار می‌شود؛ اما می‌دانیم كه در باورهای كهن ایرانی هیچ روز و شبی، نحس و بد یوم شناخته نمی‌شده است. جشن شب چله، همچون بسیاری از آیین‌های ایرانی، ریشه در رویدادی كیهانی دارد.

خورشید در حركت سالانه خود، در آخر پاییز به پایین‌ترین نقطه افق جنوب شرقی می‌رسد كه موجب كوتاه شدن طول روز و افزایش زمان تاریكی شب می‌شود. اما از آغاز زمستان یا انقلاب زمستانی، خورشید دگرباره بسوی شمال شرقی باز می‌گردد كه نتیجه آن افزایش روشنایی روز و كاهش شب است. به عبارت دیگر، در شش‌ماهه آغاز تابستان تا آغاز زمستان، در هر شبانروز خورشید اندكی پایین‌تر از محل پیشین خود در افق طلوع می‌كند تا در نهایت در آغاز زمستان به پایین‌ترین حد جنوبی خود با فاصله 5/23 درجه از شرق یا نقطه اعتدالین برسد. از این روز به بعد، مسیر جابجایی‌های طلوع خورشید معكوس شده و مجدداً بسوی بالا و نقطه انقلاب تابستانی باز می‌‌گردد. آغاز بازگردیدن خورشید بسوی شمال‌شرقی و افزایش طول روز، در اندیشه و باورهای مردم باستان به عنوان زمان زایش یا تولد دیگرباره خورشید دانسته می‌شد و آنرا گرامی و فرخنده می‌داشتند.

Read More »